یا الله
سلام
امروز چهارشنبه مورخ ۱ بهمن ۱۴۰۴ در یکی از خبرگزاری های رسمی نامه یکی از نظریه پردازان به دبیر شورای عالی امنیت ملی را خواندم.
پس از کلی صحبت، خلاصه کلامش این بود که فضای مجازی مهم است و جایگاه آن نه در دستان نهادهای فرهنگی بلکه جایگاه اصلی آن یعنی نهادهای امنینی و شورای عالی امنیت ملی برگردانید!
نمی دانم این نظریه پرداز، خودش را به کوچه علی چپ زده یا واقعا ناآگاه از مسائل است یا می خواسته تئوری بدهد برای فراهم آوردن راهی که فضای مجازی به همین شکل موجود ادامه یابد! چرا که روشن است تصمیم گیری چه در قبل چه حال در دست نهادهای فرهنگی نبوده و شکل کنونی هم در دست شورای عالی امنیت ملی بوده!
بحثِ این یادداشت، اکنون بر سر این نیست که تصمیم گیر چه کسی باشد؟ بحث این است تصمیم گیران از چه کسانی مشورت گیرند البته اگر جایی برای مشورت پذیری گذاشته باشند!
به نظر می رسد اینچنین نظریه همانطور که پیشتر عنوان شد از سه حال خارج نیست، مشاور یا مسئله را می داند و خود را به آن راه دیگر زده، یا واقعا مسئله را درک نکرده یا برای خوشایند تصمیم گیران دست به چنین نظریاتی می زند یا به امر تصمیم سازان دست به فلسفه سازی اقدامات می زند.
به فراخور آنچه رفت مشاوران هم انواع گوناگون دارند که نوعی که در این یادداشت به آن اشاره شده در هر چهار حالت از نوع سفید آنان است! یعنی مشاورانی که برای خودشیرینی مقامات یا برای فلسفه سازی یا از ناآگاهی، آنگونه حرف می زنند که در ظاهر برای مقامات بی خطر باشد اما توصیه نگارنده به تصمیم گیران این است که در هر صورت این حرف های سفید از مشاوران سفید راه را فقط و فقط تنگ تر و سخت تر می کند.
بهترین راه به توصیه قرآن کریم آن است که حرف ها و مشاوره های مختلف را بشنوند و عاقلانه و اخلاقی ترین تصمیم را بگیرند.
#دکتر_محسن_دیناروند
- ۱ نظر
- ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۱۵:۱۱