سطح زیارت های ما!
یا الله
سلام
چند وقت پیش در جمعی نشسته بودم که بیشترشان کربلا نصیبشان شده بود، دیدم یکی از آن دوستان یک بحثی راه انداخت که حرم ابوالفضل(ع) از حرم امام حسین(ع) شلوغ تر است! ایشان تعریف میکرد که همراهش در همان زمان زیارت گفته که مشتری های حضرت عباس(ع) بیشتر است!( حالا این تعبیر، نقل به مضمون است ولی در همین مایه ها بود).
من ماندم که چه بگویم؟ چه کنم؟ خدای من چه واکنشی نشان دهم؟ چطور و با چه زبانی الان در این جمع حرف بزنم که بگویم زیارت و این حرف ها؟ سکوت و سکوت و سکوت شاید بهترین راه باشد در اینجور مواقع!
فقط از خدا خواستم به من وسعت دید و اعتلای سطح بدهد در نگاهمان به زیارت ها و سایر موضوعات!
زیارتی که نصیب شده را چرا با این امور سطح زیرین از دست می دهیم؟ سطح زیرین فقط این هم نیست اینکه زیارت برویم چون خیلی ها می روند! اینکه عادت شود! اینکه برای چشم و هم چشمی باشد! اینکه برای تعریف داستان ها و ماجراها! یا فخر فروختن و هزار هزار سطح زیرین دیگر!
خودمان را بالا بکشیم! اگر عاشق نیستیم دست کم بزرگ منشانه به زیارت برویم! زیارت اخلاق محور ممکن است اصلا به حضور جسمی هم نرسد مثل داستان اویس قَرَنی و پیامبرمان(ص) که حتما شنیده اید. همان جوانی که برای خدمت به مادرش از زیارت پیامبر اکرم ص باز ماند و بعد از مدتها از مادر اجازه نصف روز ماندن در مدینه را گرفت، در آن زمان که او در مدینه بود پیامبر ص حضور نداشت! او می توانست بماند تا پیامبر ص برسد و نائل به زیارتش شود اما به دو دلیل نماند: یکی احترام و خدمت به مادرش و دیگری وفای به عهدی که مادرس بسته بود! پس از برگشت او، پیامبر ص تا به شهر رسید بوی بهشت را از جانب اویس شنید!