یا الله
سلام
تولد فرزندان به انتخاب و اختیار والدین بوده است، نه فرزندان؛ بنابراین ضروری است که مادر و پدر تمام مسئولیتهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی فرزندان خود را پذیرا شوند.
در واقع، چون مادر و پدر بهطور آگاهانه و با اراده خود فرزندی را به این دنیا دعوت میکنند، بدیهی است که باید نسبت به او مسئولیتپذیر و پاسخگو باشند.
هرچند این مسئولیت در دوران نوزادی، کودکی و نوجوانی پر رنگ تر است اما محدود به این دوره نمیشود. والدین باید بدانند که با فرزند جوان و حتی بزرگسالشان چگونه رفتار کنند؟
اهمیت این مسئولیت تا آنجاست که نتیجه آن تنها در این دنیا خلاصه نمی شود، بلکه حتی پس از مرگ والدین نیز باقی خواهد ماند چرا که اگر والدین مسئولیتشان را در برابر فرزندان به درستی انجام ندهند، به احتمال زیاد آن کاستی ها تا پایان عمر در فرزندشان خواهد ماند و همینطور به نسلهای بعدی نیز منتقل می شود و اینچنین بار مسئولیت ناپذیری والدین امروز به دوش نسل های آینده نیز گران خواهد افتاد.
اما نکته مهم ماجرای مسئولیت والدین این است که مسئولیت والدین نه به معنای وابسته کردن فرزندان به مادر و پدر، یا تأمین تمام خواستههای فردی و اقتصادی آنها است! بلکه منظور این است که والدین در کنار تأمین برخی از نیازها، باید فرزندان را برای زندگی مستقل و موثر در تمامی ابعاد آماده کنند.
مهمترین مسئولیت والدین در برابر فرزندان، آن است که به آنها بیاموزند چگونه میتوانند به عنوان اعضای فعال جامعه، بر اساس تواناییهای خود، در خانواده و اجتماع نقشآفرینی کنند؟
این یعنی اینکه فرزند باید بیاموزد که چگونه به عنوان یک تولیدکننده نه مصرفکننده، بر اساس علایق و استعدادهای خود، مسیر رشد فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دینی و ... را طی کند؟
پرسشی که اکنون می توان طرح کرد این است که چگونه والدین میتوانند از عهده این مسئولیت سنگین برآیند؟
پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: #تربیت.
تربیت تنها راهی است که والدین میتوانند به کمک آن مسئولیت خود را در قبال فرزندان به درستی به سرانجام برسانند.
تربیت به معنای آموزش آگاهانه و هدفمندی است که والدین بهعنوان مربی از آن برای رشد مطلوب فرزندان بهره میبرند.
این فرآیند باید متناسب با سن و رشد معنوی فرزند انجام شود تا در هر مرحله از زندگی، فرزند بهطور مؤثر بتواند به مهارتهای مورد نیاز برای رشد فردی و اجتماعی دست یابد.
برای مثال، فرزندان باید بیاموزند که چگونه اعتماد به نفس داشته باشند، به دیگران احترام بگذارند، در برابر فریبها مقاومت کنند، تصمیمات درست بگیرند، ارتباطات اجتماعی سالم برقرار کنند و از منابع دینی و معنوی برای هدایت زندگی خود درست استفاده کنند.
همچنین باید مهارتهایی مانند مدیریت مالی، برقراری روابط موثر در محیط کار، کمک به دیگران و... را بیاموزند.
اینها همه بخشهایی از تربیت صحیح هستند که والدین باید به فرزندان خود انتقال دهند. البته متناسب با هر سنی بخشی از آن را لازم است به فرزندان منتقل کنند نه همه را یک جا در یک سن!
مثلا برای اینکه به فرزند قدرت تصمیم گیری بدهیم در کودکی به او برای انتخاب خوراکی مدرسه حق انتخاب بدهیم. پیش از آن در پیشادبستان محصولات غذایی مفید و غیر مفید را یاد داده باشیم، در نوجوانی او را در تصمیم های بزرگتری مثل خرید خودرو مشارکت دهیم که اگر این مراحل انجام شود او در جوانی می تواند برلی کارش، ازدواجش و سایر انتخاب هایش روی پای خودش بایستد و تصمیم های درستی بگیرد.
اگرچه والدین به تنهایی نمیتوانند تمامی مسئولیتهای تربیتی را بر دوش بکشند و به کمک نهادهایی مانند مدارس، معلمان، روانشناسان و مشاوران نیاز دارند، اما از آنجا که مسئولیت مستقیم فرزندان بر عهده آنهاست و دلسوزترین افراد در زندگی فرزندشان هستند، لازم است که کمبودها و کاستیهای نهادهای آموزشی را پوشش دهند. منتظر تغییرات ساختاری در سیستم تعلیم و تربیت نباید ماند، چرا که بسیاری از فرصتها برای تربیت ممکن است از دست بروند.
بنابراین، توصیه به والدین این است که مسئولیت تربیت فرزندان را به طور کامل بپذیرند و از انتقال این مسئولیت به دیگران پرهیز کنند. آنها باید با همکاری و همت خود، از هر گونه «پاسکاری» بین نهادهای مختلف دوری کنند. در نهایت، نتیجهی این مسئولیتپذیری بهطور مستقیم در چشم والدین دیده خواهد شد.
پس این یک واقعیت است: هر چه والدین بیشتر برای تربیت فرزندان خود تلاش کنند، در حقیقت برای خودشان نیز تلاش کردهاند.
#دکتر_محسن_دیناروند
- ۰ نظر
- ۱۹ بهمن ۰۴ ، ۰۱:۵۸