به صبر پایبند باشیم!
یا صَبّار
سلام
تلاشی برای دریافت عمیق و کاربردی دعای جوشن کبیر
به صبر پایبند باشیم!
در بخشی از فراز ۶۵ دعای جوشن کبیر خداوند را با عبارت 《یَا صَبَّارُ》 می خوانیم؛
صَبَّار یعنی بسیار صبر کننده و این خود یعنی کسی که در مسیر صبرش به نوعی مجاهدت به خرج می دهد. یک صبر عادی نیست صبری است همراه با تلاش و جهاد و شدت در اقدام به صبر.
اینک صبر یعنی چه؟ یعنی خویشتن داری در مواجه با ناخوشایندی ها! یعنی تحمل کردن ناملایمتی ها!
این صفت ۴ بار در قرآن آمده که هر چهار مرتبه در وصف انسان هاست و نه خدا! اما این صبار بودن صفتی است در ذات خدا و جدای از او نیست اما چون ما انسان ها هم می توانیم صبور باشیم هم نه لذا از این جهت است کاربردش بیشتر برای انسان است.
خدا به ذات خودش بسیار صبور است ولی انسان اینگونه نیست برای همین است که خدای متعال انسان ها و حتی پیامبرانش که مرتبه عالی داشته اند را همواره به صبر زیاد دعوت نموده اند.
اینکه پیامبران هم به صبر زیاد دعوت شده اند می تواند بیانگر اهمیت فراوان صبر باشد!
از مصادیق روشن صبر خدا، مهلت دادن به بدکاران است؛ مهلت می دهد برای بازگشتن از خطا که متاسفانه بدکاران قدر نمی دانند و گاه بر عکس از این مهلت نهایت بهره را می برند و اینکه بدکاران چقدر از این فرصت استفاده مطلوب یا سوء استفاده کنند بسته به بهره گیری اشان از عقل سلیم دارد ولی وسع انسان در صبوری خدا بر این مسئله بی اثر است.
اینک در مورد ما آدم ها صبوری چه کمکی میکند؟ در کجا ها صبوری کنیم؟ چقدر و چگونه؟ اصلا چگونه صبر را بیاموزیم؟
زندگی مسیری است برای رسیدن به هدف مشخص! وقتی از مسیر حرف می زنیم یعنی یک جاهایی با ناخوشی ها و گرفتاری هایی مواجه می شویم که عبور سالم از این پیچ های سخت از صبر حاصل می شود.
انسان در پدیدار شدن بعضی از دشواری ها و رنج ها نقشی ندارد! وقتی از صبر می گوییم دقیقا بحثمان تحمل این ناگواری هاست وگرنه دردهایی که راه حلش دست آدمی است دست کم در مراتب و سطوح پایینی صبر است اگر صبر را به این امور متعلق بدانیم.
فرض کنید دیگران شما را مسخره می کنند در حالی که شما هیچ کاری که این فرصت را به آنها بدهد را نداده اید!
فرض کنید صاحب فرزند نمی شوید و سالهاست به خاطر این مهم طعنه ها به شما می زنند!
فرض کنید بچه ای دارید و در عالم بچگی لحظه به لحظه بهانه گیری می کند یا می خواهد که شما با او حتما همبازی باشید؟
فرض کنید چند کار مهم روی سرتان آوار شده و چندجا هم لازم دارید صف را تحمل کنید!
فرض کنید عده ای چاقی شما، لاغری شما، صورت شما، لباس شما، اصلا سلیقه شما، صدای شما، حرکات شما و هزار و یک مورد از هزاران موردتان را به مسخره بگیرند!
فرض کنید یکی از اعضای خانواده، فامیل یا هم کلاسی و استاد یا هر کسی که با او در ارتباط هستید خصلتی دارد که تحملش برای شما رنج آور و سخت باشد!
دقیقا در همه این فرض ها و هزاران هزار فرض دیگر است که باید تن به راه صبر بدهیم!
صبوری، آدم ها را در راه موفقیت کمک میکند آنگونه که هر کس صبورتر است، موفق تر می شود! بله صبر یک روش عالی برای دست یافتن به پیروزی ها و سعادتمند شدن است، صبر اراده آدم را تقویت می کند؛ اراده ای که ابزاری ارزشمند برای رسیدن به هر خواسته ای است.
فرض کنید ۵۰ کیلو چاقی دارید چه موقع موفق به حذف این عدد و رسیدن به وزن نرمال هستید؟ اگر صبوری کنید می توانید در یکی دو سال به هدفتان برسید ولی آدم های عجول چندماه رژیم سنگین می گیرند و بعد رها می کنند! یا می روند دنبال روشهای خطرناک کاهش سریع وزن که زود نتیجه بگیرند که نه نمیشود بلکه دچار آسیبهای دیگر جسمی و روانی هم می شوند و صبر در این مسیر ، آرام آرام اراده شما را برای عبور از ناخوشی ها تقویت می کند.
همین فرزند داری را ببینیم که بچه ها اغلب بهانه گیرند و دوست دارند که ما با آنها بازی کنیم در صورتی که ما ده ها دغدغه دیگر داریم ولی اگر صبر کنیم بر این تمناها و با صبوری با فرزندمان بازی کنیم او چقدر اعتمادبه نفس می گیرد و چه موارد زیادی را در همین بازی کردن ها می آموزد که در هیچ جای دیگری نمی تواند بیاموزد! چقدر این بازی ها ی تواند در دوستی و صمیمیت بین ما و فرزندمان راهگشایی کند و او را از دامان بسیاری از نابابی ها رها کند!
اگر در مثال ها دقت کنید خواهید یافت که صبار بودن یک مجاهدت در صبوری ساده هم نیست! چه دارد؟ حدستان درست است عقل ورزی هم دارد یعنی وقتی می گوییم صبوری خوب است و اثر گذار است بر زندگی ما آن صبوری را می گوییم که همراه است با مداومت، مجاهدت و عقل ورزی!
در ادامه بهتر است مجالی را به این پرسش اختصاص بدهیم که چگونه صبوری را در خود رونق بخشیم؟
پاسخ به این مسئله در گام اول این است که توکل بر خدا و طلب یاری خداوند برای نهادن صبوری در وجود ما! خداوند در آیه ۱۲۷ نحل خطاب به رسول اکرم(ص) می فرمایند: 《وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ》یعنی 《و صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست!》 این یعنی خداست که توفیق صبوری را در وجودمان می گذارد پس از او بخواهیم که ما را صبور کند.
در گام های بعد باید قدرت تفکرمان را بالا ببریم، هرچه تفکرمان عمیق تر باشد وسع دیدمان کلانتر می شود و هرچه وسع دیدمان کلانتر باشد، صبرمان نیز پربارتر می شود. کسی که دو سال آینده را می بیند صبرش از کسی که فردای خودش را هم نمی بیند بیشتر است.
و ناامید نشویم هرگز! ناامیدی اولین بذر های از کوره در رفتن و شکستن صبر را در وجود ما می کارد. بگذارید رک و راست و راحت بگویم اندازه ایمانمان به خدا با اندازه امیدمان در زندگی قابل سنجش وارزیابی است. هر چه قدر که امیدواریم به خدا و قدرتش و صفاتش هم ایمان داریم! وقتی خدا هست که می دانیم پایان کارها را او می بندد چه جایی برای نا امیدی است. نا امید که نباشیم صبوریم.
پس خلاصه اینکه اگر به عبارت اجتماعی می خواهیم خوشبخت شویم و به عبارت دینی می خواهیم سعادتمند شویم که هر عقل سالمی این را می خواهد یکی از مهمترین راه هایش صبوری در زندگی است! پس درست است اگر بگوییم برای خوشبخت شدن به زیست صبورانه باید پایبند باشیم!
از دیگر برکات صبوری، بالا رفتن عزت نفس و کرامت انسانی در وجود آدمی است! آدم صبورتر، دارای کرامت والاتری است هم نزد خویش هم اجتماع و هم خدا!
صبر به محبوبیت انسان نیز کمک می کند، آدم ها به هر شیوه که باشند آدم های صبور را دوست دارند چون آنها اخلاقمدار هستند و انسان ها ذاتا اخلاق گراست. این محبوبیت فقط مختص اجتماع نیست که صبر رضایت الهی را هم در پی خود خواهد داشت.
بهشت پر از آدم های صبور است صبور در اطاعت خدا، صبور در ترک گناه، صبور از دوری در رذائل اخلاقی و مداومت بر فضائل و هزاران صبوری دیگر بر هزاران رنج دیگر ؛ اگر خودمانی تر بگوییم آدم های صبور یک راست به بهشت می روند مگر نه اینکه خداوند متعال می فرمایند:《إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ》
نکته پایانی اینکه یکی از روشن ترین نمونه های آیه ۱۴۸ سوره بقره که خداوند می فرمایند : 《فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ》 همین صبوری کردن است.
سوالی که اینجا در باب صبر مطرح است این است که چگونه صبوری کردن با جهاد در برابر ستمگر قابل جمع است؟ و اگر قابل جمع نیست کدام یک اولویت دارد؟
پاسخ اینکه همان طور که درباره صَبّار گفتیم در مرتبه عالی صبر نوعی از جهاد دیده می شود که خود صبر را در قامت یک جهاد عظیم نمایان می کند. علاوه بر این جهاد در برابر ستمگر در هر حالتش نیاز به صبر بر جهاد دارد. اگر صبر بر جهاد نباشد هیچ جهادی شکل نمی گیرد و دست ها در همان مراحل ابتدایی تسلیم در برابر ستمگر می شود ضمن اینکه همانطور که عقل ورزی را از مشخصات مهم و اولیه صبوری عنوان شد همانطور در مورد جهاد مقابل ستمگران نیز چنین است یعنی آنچه در جهاد مقبول است جهادی است که خردورزانه باشد مثلا اگر جهاد برای کسب غنائم یا گسترش سرزمین یا قدرت نمایی باشد از این رو که منطبق با خرد نیست لذا مورد نظر اسلام هم نیست. در مجموع صبر و جهاد دو بال برای مبارزه بر له ستمگران هستند نه دو موضوع متضاد هم. اولویت اینکه صبر به کمک جهاد بیاید یا جهاد یاور صبر باشد نیز در تشخیص عقلایی است !
دکتر محسن دیناروند
شب نوزدهم رمضان ۱۴۴۶ قمری / شب ۳۰ اسفند ماه ۱۴۰۳ مصادف با شب اول قدر