چگونه می توان از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کرد؟
یا الله
سلام
سدها بهعنوان یکی از مهمترین سازههای مدیریتی، با هدف کنترل، ذخیره و هدایت منابع آبی ساخته میشوند.
کارکرد اصلی سد، حفظ تعادل میان بهرهبرداری و پیشگیری از خسارت است با می تواند به منفعت رسانی بیانجامد؛ تعادلی که در صورت برهم خوردن، میتواند سازهای مفید را به عاملی مخرب تبدیل کند.
از همین منظر، جامعه را نیز میتوان به سدی تشبیه کرد که بقای آن وابسته به شناخت ظرفیتها و شیوههای مدیریت فشارهاست.
نخستین وجه این تشابه، موقعیت است. احداث سد بدون توجه به شرایط جغرافیایی، منابع آبی، نیازهای اقتصادی و زیستمحیطی، اقدامی غیرعقلانی و پرهزینه محسوب میشود. هیچ نظام تصمیمگیری منطقی، ساخت سدی را در مکانی فاقد کارکرد توجیهپذیر نمیپذیرد.
جامعه نیز از همین قاعده پیروی میکند. اگر شرایط اقتصادی، اجتماعی و ساختاری یک جامعه بهگونهای رقم بخورد که امکان فعالیت، تولید، مشارکت و رشد از بخش قابل توجهی از مردم سلب شود، آن جامعه بهتدریج از کارکرد طبیعی خود فاصله میگیرد.
جامعهای که در جایگاه نامناسب قرار داده شود، نهتنها نمیتواند نقش سازندهای ایفا کند، بلکه زمینهساز فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش آسیبهای جمعی خواهد شد.
دومین وجه تشابه، ظرفیت تحمل است. هر سد دارای آستانهای مشخص برای نگهداری آب است و عبور از این آستانه، به شکست سازه و بروز خسارت منجر میشود. به همین دلیل، در طراحی سدها، دریچههایی برای تخلیهی کنترلشدهی فشار پیشبینی میشود تا تعادل سیستم حفظ گردد.
در جامعه نیز فشارهای اقتصادی، مطالبات انباشته، محدودیتها و نابرابریها و حتی فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و ورزشی و ... را می توان همان فشاری دانست که بر پیکرهی این سد اجتماعی وارد میشوند.
تا زمانی که این فشارها متناسب با ظرفیت جامعه بوده و سازوکارهایی برای تعدیل، اصلاح و پاسخگویی وجود داشته باشد، جامعه توان استمرار و پویایی خود را حفظ میکند. اما انباشت فشار بدون وجود مسیرهای مؤثر برای تخلیه و اصلاح، جامعه را در معرض شکست قرار میدهد.
تجربههای تاریخی و اجتماعی نشان دادهاند که جامعهی فاقد سازوکارهای تعدیل، از جامعهای که اساساً سامان نیافته، پرهزینهتر و آسیبپذیرتر است. مدیریت پایدار جامعه، بیش از هر چیز مستلزم شناخت ظرفیتها، توجه به موقعیتها و ایجاد مسیرهای عقلانی برای کاهش فشارهاست؛ اصولی که نادیده گرفتن آنها، پیامدهایی فراتر از محاسبات کوتاهمدت بهدنبال خواهد داشت.
لذا به نظر می آید همانطور که برای جلوگیری از شکست سدها و کارایی آنها؛ مهندسین به موقعیت سنجی و میزان تحمل سدها توجه دارند، ساختار مدیریتی جامعه نیز باید به مدیریت شرایط و حفظ میزان تحمل جامعه پرداخته و هر راه حلی بدون توجه به این دو اصل به فروپاشی اجتماعی منتهی می گردد.
#دکتر_محسن_دیناروند